تاثير تغييرات اقليمي در بروز بحران هاي رواني
Climate Change - مطالب عمومی General Articles
Written by Behrooz Hassani M   

 

مترجم: مهريار ميرنيا
برگرفته از: discovery

مرجع مطلب: روزنامه ی جام جم

تحقيقات جديد حاكي است، بهداشت و سلامت رواني نيز مي تواند در زمره آثار تغييرات اقليم زمين و پيامدهاي مخرب ناشي از آن قرار گيرد. يافته هاي جديد محققان حقيقت تلخ ديگري را نيز از تاثير تغييرات آب و هوايي زمين بر ملامي سازد و از اين واقعيت نگران كننده حكايت دارد كه افزايش نرخ وقوع بلاياي طبيعي منجر به بروز موارد بيشتري از اختلالات رواني از جمله اختلال فشار رواني پس آسيبي و همچنين افسردگي مي شود.

امواج سوزان مرگ آور، تندبادها و هاريكان هاي مهيب و خانمان برانداز، آتش سوزي هاي سريع و سوزان جنگل هاي مجاور مناطق مسكوني، سيل هاي ويرانگر و خشكسالي و كم آبي هاي بر باد دهنده اميد و كشاورزي، هر يك گوشه تلخي از چشم انداز گسترده وقوع بلاياي طبيعي است كه آثار آن، مي تواند خواب راحت و آرامش را از تك تك افراد درگير در آن بربايد و نهايت اين كه اگر با كمي درنگ و تامل به آن بينديشيم، براحتي پي مي بريم كه پديده گرمايش جهاني مي تواند عامل افسردگي و بروز احساسات و تظاهرات منفي رواني باشد.

از اين رو، اكنون و با اوج گرفتن چالش هاي مربوط به پديده تغييرات اقليم و گرمايش جهاني از يك سو و وقوع حوادث طبيعي ويرانگر و بسيار شاخص كه دست بر قضا در طول چند سال اخير به طور متناوب روي داده و بالطبع آثار و پيامدهاي سوء آن هنوز برجاي مانده است، دانشمندان از كليد زدن پروژه هاي ارزيابي و سنجش اين احساسات و هيجانات منفي خبر مي دهند. در اين ميان و براساس شواهد فزاينده، تغيير اقليم تنها عامل راه اندازي موارد جديدي از استرس، اضطراب و افسردگي به شمار نمي رود. محققان معتقدند احتمال دارد افرادي كه از قبل به بيماري هاي رواني همچون شيزوفرني و ساير مشكلات حاد رواني مبتلابوده اند، بيشتر از همه از عواقب و پس آيندهاي بلاياي طبيعي و رويدادهاي فوق العاده آب و هوايي آسيب ببينند.

در همين خصوص، خانم ليزا پيج، روانپزشك كالج كينگ لندن و سرپرست گروه پژوهشي كه پيشگام تحقيقاتي در اين زمينه به شمار مي روند معتقد است هنگام وقوع اين حوادث و رويدادها، مبتلايان به بيماري هاي رواني در كنار آمدن با وضعيت جديد از شرايط بغرنج و به مراتب دشوارتري در مقايسه با بقيه افراد جمعيت مصيبت ديده برخوردارند. در واقع، چنين وضعيتي حاكي از وجود حوزه مطالعاتي و پژوهشي جديدي است كه به اعتقاد كارشناسان تا همين جاي كار و با توجه به اوضاع و احوال آسيب ديدگان و موارد تحقيقاتي، ضرورت ملاحظه و نگاهي جدي تر به آن نسبت به سابق احساس مي شود.

اين تغيير نگرش و جدي گرفتن بحث آسيب هاي رواني پيامد حوادث طبيعي در حالي قوت مي گيرد كه تا پيش از اين تاثيرات فيزيكي و بعد جسماني آن مورد توجه محققان بود. به نحوي كه در حوزه هاي بهداشت و سلامت عمومي و حتي در گفتگوهاي مربوط به اقليم و آب و هوا، دانشمندان با دقت بيشتري چگونگي تاثير تغييرات اقليم بر سلامت جسماني را مورد بررسي و كنكاش قرار داده اند؛ اين موضوع كه چگونه تغيير اقليم ممكن است سلامت جسماني را مثلااز طريق پيش راندن و تحريك پراكنش مالاريا، تب هاي مهلك و ديگر بيماري هاي مسري و عفوني تحت تاثير قرار دهد از جمله موارد مطالعاتي دانشمندان از گذشته تاكنون به شمار مي رود.
با اين اوصاف، بيشتر كارشناسان و متخصصان به رغم افزايش و جمع شدن حجم قابل توجهي از شواهد و مستندات مبني بر وجود ارتباط هايي ميان تغيير اقليم و سلامت رواني، تنها به منابع و ارجاعات مبهم و نا مشخصي در اين خصوص اكتفا كرده اند. اين در حالي است كه محققان روانپزشك در قالب يك بررسي دوره اي از مقالات و آثار منتشره به مجموعه متنوعي از نمونه ها و مستندات مرتبط دست يافته اند. به عنوان مثال، تحقيقات صورت گرفته به دنبال وقوع يكي از همين بلاياي طبيعي معروف نظير هاريكان كاترينا يا همان تندباد توفاني مهيب چند سال گذشته آمريكا، به طور آشكاري بر بروز افزايش در اختلال فشار رواني پس آسيبي (PTSD)، افسردگي عمده و ديگر اختلالات رواني استناد كرده است. به همين ترتيب يافته ها از وقوع علائم مرضي مشابهي در خلال شيوع و طغيان بيماري هاي مسري و عفوني حكايت مي كند.

محققان از وجود احساس غمگيني و سايه سنگين حزن و اندوه خبر مي دهند كه مي تواند به دنبال خواندن اخباري درباره تغيير اقليم و شرايط آب و هوايي حاصل شود اما در اين ميان، چشم انداز اسفبار و فاجعه آميزي كه پس آيند تغييرات اقليمي تا همين حد فعلي در ميان جمعيت كشورها و بر بهداشت رواني و جسماني جوامع مصيبت ديده پيش روي مي گشايد، در حالي است كه كارشناسان از پيش بيني هاي فاجعه بارتر مدل هاي اقليمي و آب و هوايي در آينده خبر مي دهند، تا جايي كه اين مدل ها توفان هاي مخرب تر، سيلاب هاي ويرانگر بيشتر، خشكسالي هاي فاجعه بار بيشتر و همچنين بيماري هاي افزون تري را پيش بيني مي كنند و به تبع آن، تحقيقات جديد نيز به نوبه خود از جريان گرفتن بحران هاي رواني بيشتر در آينده حكايت دارند. در همين رابطه امواج سوزان نيز يكي ديگر از حوادث طبيعي تهديدكننده بهداشت و سلامت رواني انسان ها محسوب مي شود. اين موج هاي حرارتي نفسگير مثل نمونه اي كه تابستان سال 2003 به كشته شدن حدود 70 هزار نفر در سراسر اروپا منجر شد، از جمله بلايايي هستند كه پيش بيني مي شود طي سال هاي پيش رو با تناوب بيشتر، دوره هاي طولاني تر و با ماهيت شديدتري در شرف وقوع باشد. البته محققان به اين موضوع كه رويدادهاي طبيعي از اين نوع از نظر رواني بر افراد و بيماري ها تاثير شديدي داشته باشند، با ديده شك و ترديد مي نگرند؛ زيرا احتمال زندگي افراد در سكونتگاه هاي زير معيارها و استانداردهاي متعارف و فاقد سامانه هاي تهويه مطبوع يا ساير امكانات آسايشي معمول وجود دارد. در اين ميان، بسياري از تجويزهاي دارويي روانگردان نيز احتمال خطر مرگ و مير ناشي از عوارض و عواقب مرتبط با گرما را افزايش مي دهد. به نحوي كه سوءمصرف مواد كه در ميان افراد مبتلابه بيماري هاي رواني معمول است، از پيامدهاي منفي اين قبيل رويدادها محسوب مي شود.

به اعتقاد محققان روانپزشك، افرادي كه از چالش هاي رواني از پيش موجود رنج مي برند نيز از روزگار فوق العاده سختي براي رويارويي با ديگر پيامدهاي پيش بيني شده تغيير اقليم برخوردارند. مواردي از قبيل عقب نشيني خطوط ساحلي و مهاجرت انبوه براي دور شدن از كناره هاي طغيان زده دريا را مي توان از جمله اين عوارض طبيعي بر شمرد كه هنگامه هاي سخت و بحران آفريني را براي افراد مستعد از لحاظ بيماري هاي رواني ايجاد مي كنند.

با اين اوصاف، محققان از وجود احساس غمگيني و سايه سنگين و حزن و اندوه خبر مي دهند كه مي تواند به دنبال خواندن پي در پي اخباري درباره تغيير اقليم و شرايط آب و هوايي و همچنين تشخيص اين كه دنيا در حال تغيير و دگرگوني است، حاصل شود. در همين رابطه، جيوواني لئوناردي، متخصص امراض مسري و همه گيري شناسي در دانشكده بهداشت و پزشكي مناطق حاره لندن معتقد است اكنون زمان آن فرا رسيده تا در خصوص شرايط برون رفت از وضعيت افسرده كننده و اندوهبار ناشي از رخداد بلاياي طبيعي و فعاليت هاي امدادرساني روانپزشكي به مصيبت زدگان و همچنين پيش بيني لازم براي شرايط مشابه احتمالي در آينده كاري جدي انجام دهيم؛ و اين مهم جدا از بسيج جهاني براي ضرورت تشخيص روش هاي فعلي زندگي در كنش متقابل با محيط زيست و همچنين رويكردهاي ايمني و اجتناب از پس آيند حوادث و بلاياي طبيعي به شمار مي رود.

به باور كارشناسان، تاييد و داشتن آگاهي نسبت به چالش هاي رواني درگير در مساله تغيير اقليم بايد به گونه اي باشد كه به نحوي اميدوار كننده به امور بهداشت و سلامت عمومي جوامع انساني كمك كند. در واقع تشخيص اين موضوع مهم، نخستين گام در جهت ياري رساندن به خودمان براي رويارويي و كنار آمدن با مساله تغيير جهاني آب و هوا به شمار مي رود.

 

 

Add comment


Security code
Refresh