درباره ی دریاچه ارومیه

دریاچه ارومیه

جستجو

امتیاز گوگل


FEED


Warning: fsockopen() [function.fsockopen]: unable to connect to 193.0.6.135:43 (Connection timed out) in /home/behrooz/domains/climatechange.ir/public_html/components/com_joomlastats/count.classes.php on line 1060

Warning: fsockopen() [function.fsockopen]: unable to connect to 200.3.14.10:43 (Connection timed out) in /home/behrooz/domains/climatechange.ir/public_html/components/com_joomlastats/count.classes.php on line 1060

Warning: fsockopen() [function.fsockopen]: unable to connect to 196.216.2.130:43 (Connection timed out) in /home/behrooz/domains/climatechange.ir/public_html/components/com_joomlastats/count.classes.php on line 1060

Designed by:
SiteGround web hosting Joomla Templates
Carbon

 

بحث مالیات کربن در استرالیا به مرحله حساسی رسیده است و طرح دولت هفته ی آینده به پارلمان این کشور می رود. این هفته دو گزارش توسط دو کمیته ی مجلس این کشور در مورد پیامدهای وضع مالیات کربن بر اقتصاد استرالیا منتشر شد، یک گزارش با مدیریت حزب حاکم و یک گزارش با مدیریت اپوزیسیون و جالب اینجا است که دو گزارش به نتایج کاملا مخالفی رسیده اند.

گزارش حزب حاکم بر این باور است که وضع مالیات انتشار به نفع اقتصاد استرالیا است و مدل سازی های انجام شده توسط خزانه داری این کشور منطقی است. از طرفی این مالیات زمینه ی کاهش انتشار را در سطح صنایع این کشور فراهم می کند.

در سوی دیگر گزارش اپوزیسیون بر این عقیده است که وضع مالیات باعث انتقال انتشار به خارج از مرزهای این کشور شده و خسارت سنگینی را در دهه های پیش رو بر اقتصاد استرالیا وارد می کند. 

اینکه چطور دو گزارش برای یک کشور با مفروضات تقریبا مشابه به چنین نتایج متفاوتی رسیده اند، چیزی است که به نظر تنها ریشه در تفاوت های دو سوی سیاست در استرالیا دارد. تفاوت هایی که بیش از آنکه ریشه در دغدغه های محیط زیستی و اقلیمی داشته باشد، تلاشی برای کسب رضایت رای دهندگان در انتخابات و کسب یا حفظ قدرت است.

از محیط زیست، قدرت و سیاست گفتم، دکتر ناصر کرمی روی صفحه ی فیس بوک و به طور همزمان وبلاگش تزی را با عنوان آنارشیسم آبی در قالب یادداشت های کوتاه منتشر کرده است که در واقع قرار است به صورت یک کتاب منتشر شود (یا شاید تا الان شده باشد). اگر اشتباه نکنم قرار است 300 یادداشت ارائه شود که در حال حاضر بیست تایی طرح شده است. حسن وبلاگ این است که فیلتر نیست و مزیت فیس بوک در کامنت هایی است که در ذیل مطالب رد و بدل می شود. 

در مورد محتوای آنارشیسم آبی توضیح نمی دهم و توصیه می کنم خودتان نگاهی بیندازید اما فکر می کنم در بخش هایی از یادداشت های دکتر کرمی خبری را که اینجا از استرالیا نقل کردم  به خاطر بیاورید.

اصل خبر استرالیا اینجا است.

 

 

 

شبکه ی خبری دولتی استرالیا ساختار قیمت گذاری کربن را که این روزها بحث داغ این کشور است، به طور مجتمع در یک تصویر نمایش داده است. همانطور که در تصویر زیر مشاهده می کنید در این روش ابتدا دولت برای بنگاه هایی که انتشار بالایی دارند مالیات وضع می کند. این امر باعث می شود تا این بنگاه ها هزینه ی خدمات خود را اندکی افزایش دهند. مثلا قیمت برق افزایش پیدا می کند چون نیروگاه ها جزو انتشاردهندگان کلیدی به حساب می آیند.

بخشی از مالیات دریافت شده توسط دولت برای جبران افزایش قیمت و کمک به مردم هزینه می شود. این افزایش قیمت مردم را به استفاده از تکنولوژی های جدیدتر و انرژی های تجدیدپذیر ترغیب می کند که در بلند مدت می تواند الگوی مصرف شهروندان را تغییر دهد و از سوی دیگر بازار محصولات سبز را نیز رقابتی تر کند. این فرآیند در مجموع باعث کاهش انتشار گازهای گلخانه ای خواهد شد. برای دیدن اصل تصویر و تصاویر مشابه در مورد طرح دولت استرالیا به این آدرس مراجعه کنید که پوشش خبری بحث است:

http://www.abc.net.au/news/specials/climate-change/

 

مالیات بر کربن

 

 

 

 

یک مقاله ی بسیار جالب روی PNAS منتشر شده است که به نظرم اگر اهل اقلیم و تغییرش هستید از دستش ندهید. جزییات مقاله اینجا روی گاردین تشریح شده است. مقاله می گوید که افزایش سولفور ناشی از نیروگاه های ذغالی چین باعث شده تا روند افزایش دما در سال های اخیر تا حدودی متوقف شود که این قضیه با یک سری عوامل طبیعی مثل کاهش فعالیت خورشیدی هم همراه بوده است. 

بر اساس گزارش سبزپرس سولفور به قطرات آب اجازه می دهد تا به شکل ابر شکل بگیرند و نور خورشید را به سمت فضا بازگردانند و در نتیجه مانع رسیدن آن به زمین شوند. با کاهش تابش خورشید به زمین، دمای هوا کمتر از میزان پیش بینی شده بالا می رود.

البته گزارش شده است که سولفور باعث بارش باران های اسیدی می شود و به دلیل اینکه عمر کوتاهی دارد وقتی از بین بروند باعث تشدید فرآیند گرمایش می شود.

متاسفانه امشب فرصت زیادی برای ترجمه ی جزییات مقاله ندارم اما توصیه می کنم حتما نگاهی به آن بیندازید.

مشخصات مقاله:

Robert K. Kaufmann, Heikki Kauppi,Michael L. Mann,and James H.Stock,Reconciling anthropogenic climate change with observed temperature 1998–2008, PNAS 2011; http://www.pnas.org/content/early/2011/06/27/1102467108

 

 

 

یکی از ابزارهای شناخته شده در بحث کاهش انتشار گازهای گلخانه ای، بازارهای کربن است که می تواند انگیزه ی مناسبی را در بنگاه های اقتصادی برای کاهش انتشار فراهم کند اما به نظر می رسد بازار کربن اروپا با مشکلی مواجه شده است. قضیه زمانی آغاز شد که رییس کمیسیون اروپایی اعلام کرد که در آینده ی نزدیک طرحی در اروپا برای افزایش بهره وری انرژی اجرا می شود که در آن تلاش خواهد شد تا انرژی هدررفته ی مراکز تولیدی کوچک و بزرگ به میزان قابل توجهی کاهش پیدا کند. مشکلی که اجرای همزمان این طرح با بازار کربن به وجود می آورد این است که در صورت اجرای طرح و کاهش مصرف انرژی، احتمال کاهش تقاضا و در پی آن مبادله ی مجوز انتشار بیشتر شده و در نهایت ممکن است به از بین رفتن انگیزه ی مبادله در بازار کربن منجر شود به طوری که بازار را از بین ببرد.

برخی متخصصان پیشنهاد داده اند که بهتر است در مقدار کربن قابل انتشار در مجوزها تجدیدنظر شده و کاهش پیدا کنند در حالی که بخش های تجاری معتقدند این مجوزها بایستی برای جبران هزینه های ناشی از طرح صرفه جویی انرژی در اختیار آن ها قرار گیرد.

این مطلب را اینجا روی گاردین بخوانید.

 

 

 

دوده و تغییرات اقلیمیاول خبر دوده ای به نقل از گاردین. سازمان ملل گزارشی منتشر کرده است و طی آن چنین ادعا کرده است که جلوگیری از انتشار کربن سیاه و متان یکی از روش های کلیدی در جلوگیری از تغییر اقلیم است.  این گزارش را به صورت فایل PDF می توانید از اینجا دریافت کنید. بنابراین گزارش عدم انتشار کربن سیاه به صورت دوده که بیشتر توسط صنایع رخ می دهد می تواند حدود 0.5 درجه از گرم شدن زمین بکاهد و سایر اثرات تغییرات اقلیمی را نیز تعدیل کند. 

بر اساس گزارش گاردین یکی از ویژگی های دوده این است با نشستن روی سطوح برفی قطب می تواند انعکاس را کاهش و زمینه ی جذب بیشتر نور خورشید و گرما را افزایش دهد.  این مطلب را که می خواندم یاد مطلبی از هومان خاکپور افتادم که نوشته بود پس از طرح هدفمندی بخشی از روستاییان به سوزاندن چوب های جنگلی به جای سایر منابع سوختی روی آورده اند. تصویر از Guardian است.

اما خبر یخی به نقل از AFP.  اول این را بگویم که دو روز پیش کتابی می خواندم با عنوان زیر:

Verner, D. (2010). Reducing poverty, protecting livelihoods, and building assets in a changing climate : social implications of climate change in Latin America and the Caribbean. Washington, DC, World Bank.

که از انتشارات سازمان ملل است و اگر روی سایتش ثبت نام بکنید به طور رایگان می توانید دانلودش کنید. در مورد این کتاب در مطلبی دیگری می نویسم اما اشاره ای کرده بود به اینکه سرعت آب شدن برف و یخ ارتفاعات در کشورهای آمریکای جنوبی افزایش یافته است و گرچه مردم در حال حاضر از افزایش منابع آب خوشحالند اما دقت نمی کنند که این قضیه در واقع یک تهدید است چرا که موجب کمبود قابل توجه آب در آینده خواهد شد.

مطالعات اخیر علمی نشان می دهد که بین سال های 1983 تا 2006 یخچال های طبیعی پرو حدود نیمی از سطح یخ خود را از دست داده اند.  در مورد تغییرات اقلیمی و آمریکای جنوبی اگر فرصتی باشد امروز می نویسم.

 

 

 

امروز روی خط محتوای تصویری ام. اگر دوست دارید در مورد شرایط فعلی آمازون گزارش تصویری خوبی را ببینید به نظرم این لینک برایتان جذاب باشد.  در این گزارش که توسط David Shukman تهیه شده است به موضوع خشکسالی در آمازون و پیامدهای آن بر جذب کربن پرداخته شده است و شرایط خشکسالی شدید 2010 مورد توجه قرار گرفته است.

 

 

 

دانشگاه UC San Diego و یک شرکت خصوصی در پی راه اندازی بزرگترین شبکه ی اندازه گیری گازهای گلخانه ای در سطح جهان هستند. در حال حاضر این اندازه گیری توسط چند ده ایستگاه اندازه گیری انجام می شود. برای اجرای این پروژه سرمایه گذاری حدود 25 میلیون دلار به انجام خواهد رسید. تصویر زیر نمونه ی یک دستگاه اندازه گیری گازهای گلخانه ای را نشان می دهد. خبر از اینجا است.

 

 

دستگاه اندازه گیری گازهای گلخانه ای

 

 

 

دو روز است به شدت درگیر ارزیابی پروژه های بچه ها هستم.  ایده هایشان برایم جالب است. از آن ها خواسته بودیم تا یک سیستم پیچیده را در دنیای اطرافشان شناسایی کنند، اجزایش را اسم ببرند، فیدبک ها را مشخص کنند، عوامل اثرگذاری غیرخطی را برجسته کنند و در نهایت اثرات برآیند را توضیح دهند. بعد هم یک پیش کد خوب بنویسند که کلیات مدلسازی سیستم را نشان بدهد.

از هر سمت و هر حوزه ای ایده ای هست. از مدل سازی ایستگاه اتوبوس دانشگاه تا مورچه ها، تا دوچرخه سواری و پرنده ها، رستوران، دو سه تا سیستم سیاسی و انتخاباتی، یکی دو تا در حوزه ی تغییر اقلیم، یک مدل در مورد خرابکاری های شهری، یکی در مورد پناهنده ها. سی تایی میشد، تقریبا صد و بیست صفحه ی A4 بود.

اما ماجرا از این قرار است که نسخه ی جدید دیکشنری آکسفورد قرار است چند واژه ی جدید را در خودش جایش بدهد، مثلا وو وو زلا. از حوزه ی تغییرات اقلیمی هم دو اصطلاح carbon capture and storage و geo-engineering قرار است افزوده بشوند. دو پاراگراف حرف زدم که همین یک سطر را بگویم.

Source and Photo: Guardian

The World Cup in South Africa, climate change, the credit crunch and technology have all left their mark on the way we talk, the new edition of the Oxford Dictionary of English reveals, as the latest crop of new words to be added to its pages is published today.

Football fans will perhaps be unsurprised to learn that the vuvuzela, whose apian drone soundtracked yet another summer of hurt, has blared its way into the dictionary's pages. By being ushered into the dictionary, which is based on how language is really used, the metre-long plastic horn has cemented its immortality as well as its ubiquity.

Climate change, an issue only marginally less controversial than refereeing, has also made its mark. Even the most ardent sceptics will no longer be able to deny the existence of "carbon capture and storage" – the process of trapping and storing carbon dioxide produced by burning fossil fuels — or "geo-engineering", better known as the manipulation of environmental processes to counteract the effects of global warming. The new words appear today in the third edition of the single volume dictionary, which was first published in 1998.

 

 

جذب و ذخیره سازی کربن در دیکشنری آکسفورد

 

 

 

 

کمتر از یک ساعت قبل مطلبی روی سایت گذاشتم پیرامون استفاده از ذغال سنگ به جای گازطبیعی و تردید من درباره ی درستی آن. دقایقی قبل روی سبزپرس این خبر را دیدم که عکس العملی است نسبت به خبر اصلی. تیتر خبر سبزپرس است:

چندی پیش معاونت برنامه ریزی وزارت نیرو در گفت و گوی خبری از استفاده نیروگاهها از انرژی های فسیلی مانند زغال سنگ داده بود. طبق گفته او نمی توانیم در حالی که صاحب منابع زغال سنگ هستیم گاز طبیعی را که توان صادر شدن دارد برای تولید برق بسوزانیم. یکی از استادان دانشگاه محیط زیست پس از شنیدن این خبر معتقد است: این کار نه علمی است و نه منطقی. 

اگر فرصت دارید این سطور را هم بخوانید:

با مصرف بنزین و یا گازوئیل برای هر کیلو وات برق 400 گرم دی اکسید کربن تولید می شود. اما این میزان با مصرف زغال سنگ چند برابر بیشتر می شود. با این وجود ایران از نظر تولید گاز دی اکسید و مونو اکسید و متان که از گازهای گلخانه ای هستند در رتبه هفتم و هشتم قرار دارد. این عدد مرتب در حال تغییر است. که حالا با مصرف زعال سنگ مطمئن به رتبه بالاتری هم خواهیم رسید. او تولید گازهای گلخانه ای بیشتر از سوی ایران را بی اعتبار کردن ایران و اهمیت ندادن مسئولان به تغییرات اقلیمی دانست و گفت : برگزاری اجلاسهای جهانی تغییرات اقلیم مانند کپنهاگ می خواهد ایران را مانند کشورهای دیگربه سمت استفاده از انرژی های پاک هدایت کند. حالا باید پرسید که ما چگونه می خواهیم در این مسیر با جهان همراه باشیم.
 

با خبرم کنید اگر هنوز اشتباه می کنم ...

 

 

 

ذغال سنگ در ردیف آلاینده ترین سوخت ها است. راحتتان کنم، آلوده کننده ترین است، دو برابر گاز طبیعی و یک و نیم برابر نفت. باخبرم کنید اگر اشتباه می کنم. یکی از مهم ترین برنامه های کشورهای دنیا هم تا آنجایی که من می دانم این است که به تدریج نیروگاههایی را که با ذغال سنگ کار می کنند با سیستم های جدیدی جایگزین کنند تا از انتشار گازهای گلخانه ای و آلودگی ممانعت کنند. باخبرم کنید اگر اشتباه می کنم. یکی از عمده ترین سیاست های پاکسازی و کاهش تمرکز کربن وضع مالیات بر نیروگاههای ذغال سنگی است که در مذاکرات جهانی روی آن تاکید می شود و از طرفی تلاش برای ذخیره سازی و جذب کربن آن ها. باخبرم کنید اگر اشتباه می کنم. 

اگر تا اینجا اشتباه نکرده ام، این تیتر سبزپرس را ببینید: در حالی که بحث استفاده از زغال سنگ در نیروگاههای حرارتی و برقی جدی تر از گذشته مطرح شده است، نایب رییس کمیته ملی توسعه پایدار استفاده از زغال سنگ در نیروگاهها را موضوعی در ارتباط با امنیت ملی دانست.

و چند خط دیگر از خبر:

رضا مکنون در گفت و گو با سبزپرس در این باره گفت: از آنجایی که ما صادرات گازمان کم است اگر می خواهیم یک قدرت در منطقه باشیم باید گاز را برای صادرات استفاده کنیم. او با اشاره به اینکه استفاده از زغال سنگ گزینه رد شده ای نیست، گفت: در برخی از نقاط اروپا هم برخی نیروگاهها با زغال سنگ کار می کنند. چندی پیش معاونت برنامه ریزی وزارت نیرو در گفت و گوی خبر استفاده نیروگاهها از انرژی های فسیلی مانند زغال سنگ داده بود. طبق گفته داوود منظور نمی توانیم در حالی که صاحب منابع زغال سنگ هستیم گاز طبیعی  که توان صادر شدن دارد را برای تولید برق بسوزانیم.

محمد درویش عزیز اینجا مطلبی در مورد جهان اطراف ما نوشته است. به اینکه ما داریم هر روز فرصت های محدودمان را به چه اختصاص می دهیم و به چه اختصاص نمی دهیم.  طبق معمول قصد نتیجه گیری و قضاوت ندارم. اینجا می نویسم که این حرف ها جایی نوشته شده باشد. می نویسم که شاید، شاید، شاید سوزاندن ذغال سنگ برای صادرکردن گاز طبیعی آنقدرها هم که اولش به نظر می رسد خوب نباشد. شاید! باخبرم کنید اگر اشتباه می کنم!

 

 
<< Start < Prev 1 2 Next > End >>
Powered by Tags for Joomla